اين قاعده به قانون مور موسوم شد. اين نصف شدن در واقع پيامآور ابعاد اقتصادي بود يعني هر چه گيت كوچكتر ميشد ترانزيستور ميتوانست سريعتر سوئيچ كند و درنتيجه انرژي كمتري مصرف ميشد و تعداد بيشتري ترانزيستور در يك تراشه سيليكون جاي ميگرفت. افزايش تعداد ترانزيستورها و بازدهي آنها، هزينه را كاهش ميدهد بنابراين مقرون به صرفهتر اين بود كه هر ترانزيستور تا حد امكان كوچكتر شود، اين كوچكسازي بالاخره در نقطهاي متوقف ميشد بنابراين براي ادامه رشد صنعت الكترونيك بايد به فكر فناوريهاي جايگزين بود، فناوري كه مشكلات گذشته را حل كرده و توجيه اقتصادي داشته باشد و اينبار نانو تكنولوژي بود كه توانست به كمك الكترونيك بيايد و فناوري الكترونيك مولكولي يا همان نانوالكترونيك بنا نهاده شد.
ادامه مطلب




